1244، ايوان سوم دوكاس باتاتزِس (1222 ـ 1254) او را خزانهدار كل خود كرد؛ در 1257، شاگرد سابقش تئودوروس دوم لاسكاريس فرماندهي سپاهي را بدو واگذاشت، ولي او شكست خورد و زنداني شد، ميخائيل هشتم پالئولوگوس در 1260، او را آزاد كرد و به كارهاي سياسي گماشت. پس از 1261 در قسطنطنيه برآمد. در 1273، نزد گريگوريوس دهم (پاپ از 1271 تا 1276)، فرستاده شد تا در باب آشتي كليساهاي لاتيني و يوناني مذاكره كند، و سال بعد، در شوراي ليون از طرف امپراتور برتري خلافت روم را اعلام كرد. در 1282، نزد ايوان دوم امپراتور طرابوزان رفت. همان سال، اندكي پس از بازگشت به قسطنطنيه، و چند ماه پيش از ميخائيل هشتم، درگذشت.
مهمترين تأليفش تاريخي است كه در آن از رويدادهاي مربوط به فتح قسطنطنيه به دست سپاهيان لاتيني تا احياي دولت بيزانس (1204 ـ 1261)، بحث كرده است. در آن اطلاعات دست اول جالبي وجود دارد كه موقعيت او در مقام خزانهدار، سردار، و سياستمدار دسترسي بدانها را ميسر ساخته بود. كتاب بيطرفانه نيست، ولي معتدل و مطابق عقل سليم است. نثر كتاب تا حدي مصنوعي ولي بسيار واضح است.
در 1252، نامههاي شاگردش تئودوروس لاسكاريس را تحرير كرد؛ در 1254، خطابهٴ رثائيهٴ ايوان دوكاس باتاتزِس را نوشت؛ و بالاخره برخي رسالههاي كوچك كلامي بدو منسوب است.
ميخائيل هشتم پالئولوگوس1
در 1234، زاده شد. امپراتور قسطنطنيه از 1261 (1259) تا 1282؛ تا 1261، در نيقيه مقيم بود، در ماه ژوئن آن سال، قسطنطنيه را از لاتينيان بازپس گرفت؛ در 1282، در تراس درگذشت. در 1262، اَرسِنيوس اوتوريانوس بِطريق او را به خاطر خطاكاريهايش تكفير كرد. او كوشيد تا دو كليساي لاتيني و يوناني را آشتي دهد و در 1274، نمايندگاني به شوراي دوم ليون فرستاد تا برتري پاپ را بپذيرند (
¿ يادداشت مربوط به گيورگيوس آكروپوليتس در بالا). او اين كار را بدون در نظر گرفتن ملت خويش، و نه به دلايل ديني، بلكه فقط به خاطر مصالح سياسي انجام داد، چون خبيثي تمامعيار بود. از محركان پنهاني شورش سيسيل بود. پول بيزانس را از اعتبار انداخت.
اين شخص درخور ذكر در اين جا نيست، مگر به دلايل زير: در 1280، صومعهٴ ملكالمقربين را در نزديكي خالكدون در مدخل بوسفور از نو تأسيس كرد؛ در 1282، به تجديد بناي صومعهٴ قديس ديمتريوس در قسطنطنيه اقدام كرد. كتيبهٴ بناي اين صومعهها بسيار جالب است، چون حاوي اطلاعات حسب حالي و تاريخي هستند.